تبليغاتX
از جامعه - ابهامات ذهن من در باره مطلب امیر حسین عزیز!

 امیر عزیز اکثر دوستانی که با این متن موافق بودند و استناد به افکار کسانی چون نیچه کرده اند سرمایه فرهنگی زن را پشتیبانی و حامی بودن می دانند و اگر زنی اینها را نداشته باشد یا نخواهد تبدیل به مرد می شود آیا نقش اساسی زن پشتیبانی ست؟ این تعریف یعنی همان جنس دوم بودن زن. یا آن که زن را آشیانه می خواند. آیا زن آشیانه است؟پس هویت مستقلش کو؟ پس نقش آشیانه بودن مرد برای زن چه می شود؟ آیا زن پشت گرمی مرد برای رسیدن به ثروت است؟ این تعریف چگونه منجر به برابری حقوق زن و مرد می شود؟ اینها استنباط هاییست که از نوشته  شما شده و به نظرم استنباطی غیر از اینها ندارد.

خودت هم در جواب یکی از دوستان زن رو تاریک و اسرار آمیز خوانده ای و البته خالق. زن خالق است و این یک  توانایی زنانه است. اما چرا تاریک و اسرار آمیز؟ صرفا به دلیل اینکه اندام جنسی اش پنهان است باید بعد تاریک جهان خواندش؟ پس نقش معشوقه بودن و اسرار آمیز بودن مرد چه؟ آیا مرد تاریک نیست؟ آیا زن بعد سریع بودن و واضح بودن ندارد؟ آیا بهتر نیست به جای این تفکیک سفید و سیاه وجه تاریک و روشن هر دو را ببینیم؟ به نظرم اگر زن ذاتا تاریک و اسرار آمیز باشد پس باید از او ترسید و محرومش کرد همانگونه که در تاریخ با همین تفکر محکوم و نابودش کردند.

همین تفکر است که در طول زمان زن را از قابلیت زایندگی خود بیزار می کند که این بیزاری را امروز کمابیش شاهدیم.

دیدگاه فلسفی که از آن یاد کرده ای زن را اسطوره می کند همان که بنا به زیبایی ذهنی اش برای مردان و اعظم زنان لذت بخش است ولی زن را فقط به ذهن ها می کشاند و در واقعیت زن را ترسناک جلوه می کند.

همان دیدگاهی ست که که در واقعیت باعث می شود وقتی ماشین های مختلف در خیابان برای زنان بوق می زنند و به حریم شان تجاوز می کنند همین دوستان این را نشان عدم نابرابری می دانند و موفقیت زنان. آیا این ساده انگاری محض نیست؟

+ نوشته شده در 87/11/05ساعت توسط ایلقار |