تبليغاتX
از جامعه
عدم هماهنگی بین تغییرات اجتماعی در جامعه و رشد اندیشه این تغییرات در اجتماع موجب بروز برخی رفتارهای متناقض و نتایج ناهماهنگ با اوضاع فرهنگی می گردد که در جای خود می تواند مسئله آفرین باشد.

دسته ای از جامعه شناسان این تاخیر در تغییرات را یا به عبارتی این عدم هماهنگی را با عنوان تاخر فرهنگی یاد کرده اند.

 یکی از این تغییرات ملموس در سطح جامعه تغییر نگرش جوانان و به خصوص دختران نسبت به هویت جنسیتی خود می باشد که از نتایج آن تغییر در نگرش آنها نسبت به ازدواج شده است. حضور دختران در فضاهای عمومی و اموزشی و اسقلال بیش از پیش مالی انتظارات انان را نسبت به ازادی های خود افزایش داده و همین امر دیدگاه انان را در مورد ازدواج تغیر داده است و انان سعی دارند تعریف جدیدی از خود و نقش های خود ارائه دهند و از دیگران نیز توقع پذیرش و درک چنین تعریفی را دارند.

 خانواده های سنتی و حتی خانواده های طبقه متوسط از دختران خود به عنوان ناموس خانواده یاد می کنند که بار اخلاقی اجتماع را به دوش می کشند. تحمل این بار به همراه آداب و رسومی است که اغلب بر روی دختران اعمال می شود. این امر سبب شده که در حال حاضر خانه پدری در تجربه اغلب دختران ایرانی تجربه ای محدودیت زا تداعی می شود.

 نیز بار منفی نسبت به دختر مجرد در جامعه و نسبت دادن عناوینی چون پیر دختر یا ترشیده به دختران مجرد احساس محرومیت را نزد انان دوچندان می نماید. چنین آداب و رسومی اغلب دختران را از اجتماع زده می کند و آنان برای رهایی از این بار سعی می کنند پایگاه خود را تغییر دهند. بنابراین وارد خانواده ای می شوند که خود تشکیل داده اند. به معنایی دیگر ازدواج را چون راهکاری در برابر الزام ها می بینند.

 اما در این خانواده نیز علاوه بر محدودیت ها و الزام های گذشته با الزامات جدیدی از جمله انتظار انجام نقش ها و وظایف سنتی روبرو می شوند و در این صورت یا تسلیم می شوند یا مبارزه می کنند و یا بازگشت به خانه پدری را ترجیح می دهند که البته در این صورت با مشکلات بسیار بیشتری از سوی جامعه مواجه می شوند. و این چرخه راهکار و محدودیت همچنان ادامه می یابد.

چنین فشارهایی درصد قلیل اما روبه افزایشی از نوع جدید خانواده هسته ای را شکل داده است. به گفته آبوت و والاس:« شمار خانواده هایی که با معیارهای متداول مطابقت ندارد روز به روز بیشتر می شود و شمار زیادتری از مردم به شیوه هم خانگی (زندگی مشترک بدون ازدواج) روی می آورند.»

شاید ادعای این سبک رابطه برای جامعه ما در حال حاضر کمی زود به نظر برسد اما باید اظهار داشت که این سبک از رابطه بین جوانان ما نیز وجود دارد. سخن نگفتن از آن یا عدم توجه به آن به این دلیل است که وجود یکسری از ارزش های اخلاقی و سنتی حاکم، افراد و بویژه خانواده های این جوانان را از بیان کردن این سبک بر حذر می دارد. اغلب افراد اگر هم چنین سبکی را هنجارشکنی ندانند و نخواهند نگاه منفی نسبت به آن داشته باشند ولی به همراه قدری محافظه کاری با آن برخورد می کنند. این حالت محافظه کاری برای فرار از خوردن داغ به تعبیر گافمن است. این واکنش محافظه کاری از طرفی می تواند پیامد آمایش فرهنگی نیز باشد. جامعه جهان سومی که حتی بین قسمت های مختلف یک بخش از نظر سطح پیشرفت هماهنگی وجود ندارد. از طرفی این پدیده نیز با نظریه تاخر فرهنگی قابل تبیین است.( این نظریه در ابتدای بحث مختصرا توضیح داده شد.)

 

پ ن: این مطلب نتیجه یک تحقیق میدانی است.

+ نوشته شده در 87/06/04ساعت توسط ایلقار |